کاش به خاطر می آوردم از کدام نقطه آغاز کرده ام:شاید مقصدم را بخاطر بیاورم.قلبم سنگین است،به سنگینی بغضیست که نفس کشیدن را از خاطرم برده...
من می خواهم نفس بکشم!
می خواهم برگردم!
می خواهم از نو آغاز کنم ولی آنگونه ای که مقصدم را از خاطر نبرم!
در حسرت بارانم
نگاهم خسته از تکرار
لبم در آرزوی ذره ای فریاد
صدای حنجره در حسرت پرواز
صدایم التماس واژه ای بی تاب
وفای بغض دیرینه
صدای نم نم باران
میان حسرت باریدن چشمانم
بیا باران
بزن بر قلب تنهایم
بزن بر گونه ام بوسه
بزن بر بغض دیرینه
دویدن زیر باران
چتر در دست و صفا در دل
صداقت در نگاه جاری
و آه از لحظه ی دلتنگی
در حسرت باران دلم سنگین است